کدخبر : 2516
جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۶
فاقددیدگاه

پنج سال ارزشمند

Default Icon

داود فتحی ـ دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی کودکان
گفته می شود نیمی از آنچه که بشر در طول عمر می آموزد، در پنج سال اول زندگی روی می دهد. آیا فکر کرده اید که در پنج سال اول زندگی چه چیزهایی را آموخته اید؟ و اگر بخواهید همه آنها را در بقیه عمر بیاموزید، برای هریک چه مدت زمان باید صرف کنید؟
نوزادی را در نظر بگیرید که بجز غرایز، هیچ گونه مهارت؛ توانایی و احساس عاطفی کسب کرده، ندارد. او بدون توجه دیگران یکی دو روز بیشتر دوام نمی آورد. حال یک کودک پنج ساله را در نظر بگیرید و او را با پنج سال پیش خودش مقایسه کنید. چه تغییراتی در او مشاهده می کنید؟ ملموس ترین تغییر قابل ذکر، یادگیری کامل یک زبان است. فرزند شما در این مدت و حتی کمتر ـ حدود سه سال ـ یک زبان را بطور کامل صحبت می کند. بدون تردید کمتر کسی می تواند در سنین بزرگسالی، حتی جوانی و نوجوانی یک زبان دیگر را همانند یک بچه سه ساله صحبت کند، بفهمد، اصطلاحات آن را بداند و کنایات آن زبان را درک کند. این کدام کلاس زبان یا روش تدریس است که هر بچه ای را ظرف مدت محدود به یادگیری کامل یک زبان وا می دارد؟ و آیا یک بزرگسال چند ترم باید زبان خارجی بخواند، یا چند سال در یک کشور بیگانه زندگی کند تا بتواند دانش زبان و مهارت تکلم یک کودک سه ساله را داشته باشد.
وزن مغز کودک در طی سال اول زندگی دو برابر می شود. این افزایش وزن تا حدودی ناشی از افزایش تعداد سلولهای مغزی و تا حدودی هم به دلیل رشد اتصالات بین سلولها و قسمتهای مختلف مغز است. بدون این اتصالات ما قادر به فکر کردن نخواهیم بود و یادگیری نیز از طریق این اتصالات شروع می شود. رشد مغز بین ۲ تا ۶ سالگی از ۷۰ درصد به ۹۰ درصد وزن خود در بزرگسالی افزایش می یابد(تانر ۱۹۹۰به نقل از برک). جسم پینه ای، دسته بزرگی از رشته های عصبی است که دو نیمکره مغز را طوری به هم متصل می کند که بتواند مستقیما با هم رابطه برقرار کنند. میلین دار شدن جسم پینه ای تا پایان سال اول زندگی آغاز نمی شود، در ۴ تا ۵ سالگی، رشد آن خیلی پیشرفت کرده و به کارایی تفکر کمک می کند.
بچه ها قادرند تا سن ۶ سالگی دو زبان را بطور کامل صحبت کنند و بفهمند و گنجینه دانش خود را به میزان نسبتا زیادی افزایش دهند. به حال خود گذاشتن بچه ها در این سن و به امید مدرسه رفتن آنها جهت فراگیری، به معنای از دست دادن این پنج سال طلایی است. لزومی ندارد که کودک ۴-۳ ساله هر روز سر کلاس بنشیند، ولی باید شرایطی فراهم گردد که بچه حین بازی به یادگیری بعضی از مهارت های ذهنی و حرکتی بپردازد.
ایجاد درک عمومی مستلزم کنار هم قرار گرفتن قسمتهای متعددی است. برای پیشرفت رشد ذهنی بایستی بینایی، شنوایی، حافظه و مهارت های حرکتی با هم پیش بروند. قوای عقلی کودک برای درک اینکه در اطراف او چه می گذرد وابسته به حواس و حرکات بدن می باشد. به عنوان نمونه، بدون بینایی کودک نمی تواند یک اسباب بازی را ببیند. بدون حافظه، اسباب بازی مورد علاقه اش او را هیجان زده نمی کند. بدون هماهنگی مغز و عضلات، کودک نمی تواند دستش را بسوی اسباب بازی در حال حرکت دراز کند. بدون هماهنگی دست و چشم، کودک نمی تواند اسباب بازی را بگیرد. بدون گرفتن و بازی کردن با اسباب بازی، کودک نمی تواند تصوری از آن اسباب بازی داشته باشد. همگام با افزایش درک عمومی، بسیاری از مهارت های مغزی و بدنی به سرعت رشد می کنند و توسعه می یابند. عوامل تعیین کننده در این زمینه عبارت اند از؛ اجتماعی بودن و شخصیت کودک و محیطی که شما برای او ایجاد می کنید. شما می توانید با فراهم آوردن محرک های بیان شده در هر بخش از نمودار، به رشد و توسعه مغز کودک خود کمک کنید. انجام این کار بخصوص در سال اول زندگی و بار دیگر در سال سوم که هر دو مورد جهش های رشدی عمده ای را به عمل می آورد، حائز اهمیت است.
هوش آمیزه ای از تاثیرات ارثی (ژنتیک) و محیط است و تحقیقات متعددی، رابطه عوامل محیطی با نمره های آزمون های هوشی را تایید کرده اند گرچه این مباحث ناقض تاثیر وراثت در هوش نیست اما غنی کردن محیط همواره در رشد هوشی کودک تاثیر بسزایی داشته است.
محیط فیزیکی منظم و تحریک کننده بعلاوۀ محبت و ترغیب والدین، صرف نظر از مرتبۀ اقتصادی ـ اجتماعی و قومیت همواره هوشبهر اولیۀ نوباوگان و کودکان را پیش بینی می کنند.
مقدار صحبت کردن والدین با نوباوگان و کودکان نوپا، اهمیت زیادی دارد.
صحبت کردن والدین، به پیشرفت زبان، بسیار کمک می کند و پیشرفت زبان به نوبه خود، هوش و موفقیت تحصیلی را در مدرسۀ ابتدایی پیش بینی می کند(همان منبع). تبادل گفتگو بین والد و کودک یکی از بهترین پیش بینی های رشدی اولیۀ زبان و مهارت تحصیلی در سالهای دبستانی است، گفتگو درباره عکسهای آلبوم، روش بسیار موثری برای صحبت کردن با بچه هاست. نا شکیبایی در تلاشهای کودکان برای صحبت کردن و بی توجهی به آن باعث می شود که دست از تلاش بردارند و مهارت های زبان آنها رشد نکند.
با مبحث مختصری که در فوق آمد تا حدودی ضرورت غنی ساختن و پرداختن به آموزش های دوران خردسالی را درک کردیم. این دوران مسئولیتهای سنگین والدین را در بر دارد، مسئولیتی که نه در یک ساعت و یا یک روز خاص، بلکه تمام ۲۴ ساعت شبانه روز، هفت روز هفته و دوازده ماه سال را در بر دارد. تلاشهای نظام یافته و هدفمند والدین در تربیت فرزندانشان در دوران قبل از مدرسه به اندازه تمام دوران عمر فرزندان اهمیت دارد. در این دوران است که بچه می آموزد منظم باشد یا نامنظم، در همین دوران است که پشتکار داشتن را می آموزد و جالب اینکه استقلال را نیز در همین ایام می آموزد. این در حالی است که اغلب والدین این دوران را به خریدن چند اسباب بازی خاص، سهل گیری های افراطی به بهانه بچه بودن و در عین حال انتظارات غیر واقع بینانه از کودک سپری می کنند. تا مدتها بجای بچه تصمیم می گیرند و انتظار دارند که فرزندشان در مواقع حساس انتخاب، نظیر ازدواج انتخاب شایسته ای انجام دهند. والدین هر کاری را برای بچه انجام می دهند ولی اجازه پرسشگری و کاوش را در محیط نمی دهند(گاها از ترس هزینه ها) اما در زمان کنکور هزینه های گزافی را خرج کلاسهای تقویتی می کنند. این در حالی است که اگر درصد بسیار کمی از این هزینه های دوران نوجوانی را در زمان نوپایی انجام می دادند و آن زمان خیلی هوشمند تر با کودک برخورد می کردند کودک هم اکنون خود در مسیر تلاش و کوشش و رسیدن به هدف های بزرگ گام بر می داشت.
آنچه که در پایان این مبحث به والدین توصیه می شود این است که سعی کنید دوران طلایی رشد(از تولد تا پنج سالگی) را بهتر بفهمید، نیازها و تواناییهای کودکان را شناسایی کرده و در جهت رشد استعداد های وی گام بردارید. از نظر متخصصان امر بهره ببرید و زمان بیشتری را با کودکان بگذرانید. و از همه مهمتر اینکه تا می توانید با بچه هایتان بازی کنید و در خلال بازی آموزش های لازم را به فرزندتان منتقل کنید، همچنین می توانید به وسیله بازی خلاقیت بچه را رشد داده و حتی برخی اختلالات رفتاری و هیجانی نظیر ترس ها را از کودک دور کرد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما

*